• وبلاگ : مدرسه راهنمايي متقين كافشان
  • يادداشت : تغذيه هنگام امتحان
  • نظرات : 0 خصوصي ، 3 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + پريسا 

    حدود يک صد و پنجاه سال قبل ميرزا تقي خان اميرکبير در مذاکرات چهار جانبه روس، انگليس، عثماني و ايران بعد از چهار سال گفتگو پيمان دوم ارزنه الروم را امضا کرد و به موجب آن در ازاي صرف نظر کردن از دعاوي ايران در مورد سليمانيه و واگذاري حاکميت کامل آن به عثماني، حاکميت ايران برخرمشهر را تثبيت کرد. هر چند امير کبير در اين مذاکرات چهره اي برجسته نشان داد، اما در واقع موافقت و رفع اختلافات دول به اصطلاح ميانجي يعني روس و انگليس، تعيين کننده سرنوشت مذاکرات بود، نه ضعف ها و توانايي هاي امير کبير و يا نماينده ي عثماني. از اين رو، ايران ناچار بود براي پرهيز از خسارت بيشتر، حاکميت سليمانيه را واگذار نمايد تا حاکميت بر خرمشهر را ابقا کند.
    اين در حالي بود که به اعتراف خود سلاطين عثماني در امر حاکميت ايران بر خرمشهر، اصلاً خدشه اي وجود نداشت تا توافق مذکور را ايجاب کند. در اين باره ماجراي زير شاهدي گوياست:
    ده سال قبل از جريان فوق الذکر، وقتي محمد شاه هرات را محاصره کرد تا آن را به ايران بازگرداند، انگليس براي در فشار قرار دادن ايران، عليرضا پاشا حاکم بغداد را تحريک و وادار کرد به خرمشهر حمله کند. حاکم بغداد با همکاري شيخ جابر الصباح امير کويت، به خرمشهرتاختند و سه روز به قتل و غارت پرداختند. در پي آن سلطان محمد دوم پادشاه عثماني نامه اي به حاکم بغداد نوشت و در آن تاکيد کرد که محمره از ايالات فارس است و نبايستي پس از تنبيه قبيله ياغي «بني لام» قشون شما به محمره حمله مي کرد.
    اهالي آن جا اجازه منازعه با شما را نداشته اند... فوراً محمره را بازگردانيد و سند استرداد آن را به وزراي ما بدهيد و ترتيبي دهيد که مراتب صلح و مودت بين دو کشور برقرار و جاويد بماند. امير کبير اين نامه را به عنوان سندي در پيمان ارزنه الروم (سابق الذکر) ارائه کرد.
    اين تنها باري نبود که ايران براي رهايي خرمشهر و نگهداشتن آن فديه و قرباني مي داد. در عهد نامه پاريس (1857) که بين ايران و انگلستان منعقد شد خروج نيروهاي ايران از هرات و خروج نيروهاي بريتانيا از خرمشهر، مقرر گرديده است. ماجرا اين بود که کمتر از يک سال قبل از انعقاد عهدنامه پاريس، ناصر الدين شاه موفق گرديده بود هرات را پس بگيرد. به دنبال آن انگليس با استفاده از خاک عثماني و کمک هاي آن، خرمشهر را اشغال کرد تا عملاً گروگان هرات باشد. عهدنامه مزبور في الواقع ماندن بخشي از خاک ايران (خرمشهر) به ازاي واگذاري بخش ديگر آن (هرات) نتيجه مي داد و ايران نيز به ناچار، بايستي آن را مي پذيرفت.
    در شهريور 1320 خرمشهر مجدداً توسط نيروهاي انگليسي اشغال شد. اين بار نيز عنصر تعيين کننده در آزادي خرمشهر، توافق قدرت هاي بزرگ و اصطکاک و اشتراک منافع آنان بود نه قدرت داخلي و مستقل ايران.
    خرمشهر در جنگ تحميلي نيز اشغال و آزاد شد، اما اين بار خرمشهر يک نقطه عطف است نه تنها در جنگ تحميلي بلکه در تاريخ ايران. بعد از قرن ها، اين اظهار وجود ملي با اتکاء صرف به قدرت خودي آن هم در برابر متجاوزي که تقريباً همه قدرت هاي مطرح در جهان حامي وي بودند، به معناي پاياني بر يک دوره ي طولاني خالي از حماسه و استقلال در تاريخ ايران است و اين تنها و تنها از برکت وقوع انقلاب اسلامي در ايران امکان پذير گرديد.مربوط به درس آمادگي دفاعي